حقیقت مسئله این است که هر کسی با یک دهان و تارهای صوتی می تواند با دیگران حرف بزند. می تواند اینقدر حرف بزند که به کلی خسته و درمانده شود. درمورد همه چیز می تواند حرف بزند. می تواند ادعا کند که بهترین است، می تواند تهدیدتان کند یا حتی فحش و بد و بیراه نثارتان کند. می تواند دروغ بگوید، راست بگوید، فریبتان بدهد یا قصه هایی را از خود ببافد که حقیقت نداشته است، مگر اینکه بتواند حرف هایش را با عمل ثابت کند. قهرمانی که قهرمان نبود حتماً تابه حال با افراد خالی بندی برخورد داشته اید که گوشه ای نشسته و از خاطرات خود شروع به صحبت می کند. با توجه به حرف هایش شما تصور خواهید کرد که او یک قهرمان، یک ورزشکار یا آدم مهمی است، تا اینکه در آخر کار وقتی تا مقصد دنبالش می کنید می بینید که وارد پمپ بنزین شده و به کارش ادامه می دهد. جریان چیست؟ بله، این فرد واقعیت خود را دوست ندارد، به همین دلیل تصویر یک قهرمان را برای خود می سازد تا همه قبولش کنند. البته او باید بداند که در زندگی کوچک خود، واقعاً یک قهرمان است، فقط باید این مسئله را بپذیرد. هر کسی با کمی قوه ی تعقل می تواند قهرمان باشد
بیشتر آدم ها خیلی حرف می زنند. نظرشان را در مورد همه چیز ابراز می کنند، چه از آنها خواسته باشند چه نخواسته باشند. آنها به جای اینکه با اعمال و کارهایشان زندگی کنند، با حرف زندگی می کنند.
نوشته شده توسط چکاوک در سه شنبه 17 اردیبهشت1387 ساعت 8:58 موضوع | لینک ثابت
" هفت بار روح خویش را تحقیر کردم:
نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان میداد.
دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها میلنگید.
سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید.
چهارمین بار وقتی که مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه میکنند.
پنجمین بار آنگاه که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدو صبر را حمل بر قدرت و تواناییاش دانست.
ششمین باز زمانی که چهرهای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمیدانست آن چهره یکی از نقابهای خویش است.
و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.
شاید کسی را که با او خندیدهای فراموش کنی، اما هرگز کسی را که با او گریستهای از یاد نخواهی برد. " . جبران خلیلی جبران
نوشته شده توسط چکاوک در جمعه 16 فروردین1387 ساعت 12:14 موضوع | لینک ثابت
" تنها شرط رسيدن به پيروزي داشتن اراده قوي است شرايط ديگراهميتي ندارد " . گوته
جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را" برنامه ریزی ، آوردن آینده به زمان حال است تا
" کسي را که دوست داري آزادش بگذار ،اگر قسمت تو باشد برمي گردد وگرنه بدان که از اول مال تو نبوده است " . شکسپير"
در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر ميكنند به اندازه كافي عاقلند " . رنه دكارت
اگر قرار باشد بايستی و به طرف هر سگی که پارس میکند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمیرسی " . لارنس استرن
" درباره آدمها از سوالاتی که میپرسند قضاوت کن نه از جوابهايي که میدهند " . ولتر
نوشته شده توسط چکاوک در جمعه 16 فروردین1387 ساعت 12:7 موضوع | لینک ثابت
عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست ....عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو .....عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي .....عشق ، يار مهربان زندگي ؛ عشق يعني مهرباني در عمل ؛عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش .....عشق يعني يك نگاه آشنا ؛.....عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده .....عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و دام .....عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها .....عشق يعني از بدي
نوشته شده توسط چکاوک در یکشنبه 25 آذر1386 ساعت 19:47 موضوع | لینک ثابت
سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس . سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان
نوشته شده توسط چکاوک در یکشنبه 25 آذر1386 ساعت 19:45 موضوع | لینک ثابت
اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي
نوشته شده توسط چکاوک در یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 21:43 موضوع | لینک ثابت
بدون دیگه نداری واسه من ارزشی...ببین زندگیم رو داده بودم دست کی!.. خیال می کنم مردی و بردی همه چی رو با خودت به گور!..حالا خودت بگو که حق من این بود تا پس بدم اینجور تقاص کارای تورو؟..حالا که خرت از پل گذشت میگی برو؟..منم میرم و میمونی بعد من تنها تو!..دیگه باور نمی کنم من حرفاتو...اینو بدون دیگه حساب کار دستمه...هرچی رودست خوردم بستمه!!..دیگه تو هم برو دنبال سرنوشتت...همین که دفتر خاطراتم دست نوشته...که نوشت که میمونم تا اخر عمر باهات!!...لعنت به من و تو و سادگیمو دروغات...دیگه هیچی واسم مهم نیست برو...سر لج بازی هم باشه نمی خوام تورو...
نوشته شده توسط چکاوک در یکشنبه 4 آذر1386 ساعت 21:40 موضوع | لینک ثابت